چه عظمتی دارد کعبه ... با تمام وجودت حس می کنی در مقابل یک موجود با شکوه و جاودانی قرار گرفته ای که همه چیز را می داند.. اما سکوت محض است.
کعبه، شاهد زمان است و سکوت استوار زمین ...
کعبه را سینه ای است به فراخی دنیا .. و انباشته از گفتنی ها و ناگفتنی ها ..
کعبه، رمز و راز تاریخ .. نه، که راز آفرینش بوده و هست و خواهد ماند. آری.. که کعبه از آغاز، وجود داشته و همیشه سمبل و نشانه ی خدا روی زمین بوده است.

کعبه، شاهد هبوط آدم بر زمین، طوفان نوح، ذبح اسماعیل، فیلبانان سپاه ابرهه و ماجرای ابابیل و ... بوده است.
کعبه از آدم گرفته تا نوح و هود و لوط .. و از ابراهیم و اسماعیل گرفته تا عدنان و هاشم و عبد المطلب و ابو طالب را همراهی کرده است.
کعبه، هاجر و سعی او برای یافتن آب و جوشش زمزم را زیر پای اسماعیل دیده است...
کعبه، یادش نمی رود روزی را که آغوش باز کرد و فاطمه بنت اسد را پذیرفت تا شیر بیشه ی حق ... یعنی علی را به دنیا آورد.
کعبه، غریبی محمد (ص) را در میان قوم خود و غار نشینی او را .. فتح الفتوح مکه را .. عروج علی بر شانه های پیامبر را.. لمس کرده است.
کعبه ، هنوز سیاهی دوران جاهلیت و سنگینی بت های لات و عزی و هبل را بر دوش خود از یاد نبرده است. و از ابو جهل و ابو لهب و ابو سفیان ها و شکنجه های وحشیانه بلال و یاسر و سمیه و مصعب ها، خاطره های فراوانی دارد و ...
و از هزاران ماجرای ریز و درشت تاریخی دیگر نیز ...
با این حال، سکوت عاقلانه ی کعبه بسیار پر رمز و راز است و نگاهش به ما .. ؟ نگاه عاقل اندر سفیه.. یعنی که منتظر باشید و منتظر خواهم ماند...
یعنی که تمام تاریخ را نظاره کردم و سکوت کردم به امید آن روز ... اما آن روز سکوت را خواهم شکست... روزی که او پشت بر من بگذارد و بر من تکیه کند که یا اهل العالم انا المهدی المنتظر..
و آن روز من نیز با او فریاد خواهم زد...